آلومینا
Alumina (Al₂O₃)اکسید آلومینیوم؛ مهمترین مادهی اولیهی نسوزهای دمابالا با نقطهذوب حدود ۲۰۵۰ درجه سانتیگراد.
مرجع جستجوپذیر اصطلاحات صنایع دیرگداز با معادل انگلیسی و تعریف کوتاه — تألیف واحد فنی سدید صنعت فرجاد. نسخهی PDF نیز از بخش منابع فنی قابل دریافت است.
۷۲ واژه
اکسید آلومینیوم؛ مهمترین مادهی اولیهی نسوزهای دمابالا با نقطهذوب حدود ۲۰۵۰ درجه سانتیگراد.
فاز آلفای آلومینا (α-Al₂O₃)؛ پایدارترین و دیرگدازترین شکل بلوری آلومینا.
ترکیب آلومینا-سیلیکاتی (۳Al₂O₃·۲SiO₂) با مقاومت خزشی و پایداری حرارتی بالا.
کانهی اصلی آلومینیوم؛ پس از کلسیناسیون، منبع اقتصادی آلومینا برای نسوزها.
اکسید منیزیم (MgO)؛ پایهی نسوزهای بازی. فاز بلوری آن پریکلاز نام دارد.
ترکیب آلومینا-منیزیایی (MgAl₂O₄) با مقاومت شوک حرارتی و پایداری شیمیایی عالی.
سیلیکات زیرکونیوم؛ کدرکنندهی لعاب و مادهی نسوز با انبساط حرارتی پایین.
نسوز غیراکسیدی با سختی و هدایت حرارتی بسیار بالا و مقاومت سایشی استثنایی.
خاک نسوز کلسینهشده؛ اگرگیت آلومینا-سیلیکاتی اقتصادی برای آجر و جرم نسوز.
رس سفید با کانی کائولینیت؛ پایهی بدنههای سفید سرامیک و منبع آلومینا در لعاب.
فرآوردههای پیشساخته مانند آجر نسوز با ابعاد و شکل مشخص.
نسوز بدون شکل که بهصورت ریختنی، کوبیدنی یا پاششی و بدون درز اجرا میشود.
بتن نسوز که با افزودن آب اجرا و پس از گیرش و پخت به بدنهی یکپارچه تبدیل میشود.
جرمی با CaO کمتر از ۲٫۵٪ که دیرگدازی و استحکام دمای بالای بهتری دارد.
سیمان کلسیمآلومینات؛ فاز اتصالدهندهی جرمها و بتنهای نسوز.
آجر نسوز سبک و متخلخل برای کاهش اتلاف حرارت در پوشش پشتیبان.
نسوز دانهای که بهصورت خشک یا نیمهخشک کوبیده میشود و با اولین حرارت زینتر میشود؛ آستر رایج کورهی القایی و تاندیش.
نسوزی که با هوای فشرده و افزودن آب در نازل روی سطح پاشیده میشود؛ برای اجرای سریع و ترمیم موضعی آستر.
پشم نسوز آلومینا-سیلیکاتی با هدایت حرارتی و جرم حرارتی بسیار پایین؛ عایق سبک کوره، نه مادهی کاری در تماس با مذاب.
الیاف پایهی کلسیم-منیزیم-سیلیکات که در مایعات بدن حل میشود؛ جایگزین ایمنتر الیاف RCF با دمای کار پایینتر.
آجر بازی حاوی گرافیت؛ ترکیب مقاومت شیمیایی منیزیا با عدم ترشوندگی و مقاومت شوک حرارتی کربن.
نسوز بازی حاوی اسپینل کروم؛ انتخاب غالب صنعت مس بهدلیل مقاومت در برابر سربارهی فایالیتی و نفوذ مات.
توانایی ماده در تحمل دمای بالا بدون ذوب یا نرمشدن قابلتوجه.
حداکثر بار فشاری که نمونه در دمای محیط پیش از شکست تحمل میکند.
درصد حجم حفرات باز نسبت به حجم کل؛ شاخص کلیدی نفوذپذیری و مقاومت خوردگی.
جرم واحد حجم نسوز شامل حفرات؛ معیار تراکم و کیفیت بدنه.
مقاومت ماده در برابر ترکخوردگی ناشی از تغییرات ناگهانی دما.
تغییر شکل تدریجی ماده تحت بار ثابت در دمای بالا در طول زمان.
تغییر ابعاد ماده بر اثر افزایش دما؛ مقدار پایین به پایداری ابعادی کمک میکند.
دمایی که نمونه تحت بار مشخص شروع به تغییر شکل میکند.
استحکام خمشی نمونه در دمای بالا؛ معیار واقعی باربری نسوز در سرویس، برخلاف CCS که در دمای محیط سنجیده میشود.
انقباض یا انبساط ماندگار نمونه پس از پخت مجدد؛ شاخص پایداری ابعادی نسوز در سرویس.
درصد کاهش وزن ماده پس از حرارتدهی؛ ناشی از خروج رطوبت، کربنات و مواد فرار.
ویژگی سطحی که مانع پخششدن و نفوذ مذاب و سرباره در نسوز میشود؛ مهمترین مزیت افزودن کربن.
شاخص دیرگدازی نسبی که با مقایسهی خمشدن نمونه و مخروطهای استاندارد تعیین میشود.
حرارتدهی برای خروج آب و گازها و تشکیل فازهای پایدار دیرگداز.
چگالش ذرات در دمای زیر نقطهذوب برای ایجاد بدنهی متراکم و مستحکم.
ذوب کامل ماده در کورهی قوس الکتریک و تبلور مجدد برای چگالی و خلوص بالاتر.
تکلیس در دمای بسیار بالا برای حذف فعالیت شیمیایی و افزایش پایداری.
لایهی محافظ (مثلاً کلینکر) که روی نسوز کورهی سیمان تشکیل و عمر آن را افزایش میدهد.
فاز مذاب غیرفلزی در فرآیندهای متالورژی که عامل اصلی خوردگی نسوز است.
بخش دانهای درشت فرمول نسوز که اسکلت اصلی بدنه را میسازد.
بخش ریزدانهی فرمول که فضای بین اگرگیتها را پر و بدنه را چگال میکند.
نسبت اکسیدهای بازی به اسیدی در سرباره (معمولاً CaO/SiO₂)؛ تعیینکنندهی قدرت گوگردزدایی و شدت خوردگی نسوز.
جدا کردن کانی باارزش از باطله (با روش ثقلی، مغناطیسی یا فلوتاسیون) برای رساندن عیار به حد مصرف صنعتی.
محصول پرعیارشدهی کارخانهی فرآوری که خوراک کوره یا خط تولید نسوز میشود.
گردش تبخیر و تراکم ترکیبات سدیم و پتاسیم بین کوره و پیشگرمکن سیمان که غلظت آنها را چند برابر و نسوز را تخریب میکند.
گرمکردن کنترلشدهی پوشش نسوز تازهاجراشده برای خروج تدریجی آب؛ شتاب بیش از حد به انفجار بخار و ترک منجر میشود.
تغییر شکل تدریجی نسوز زیر بار ثابت در دمای بالا؛ معیار پایداری ابعادی در سرویس طولانی.
پوستهشدن لایهای سطح نسوز بر اثر نفوذ سرباره و تشکیل ناحیهی متراکم با انبساط متفاوت که در چرخهی حرارتی جدا میشود.
ترکیدن ناگهانی جرم ریختنی هنگام گرمکردن سریع، وقتی فشار بخار آب محبوس راهی برای خروج نیابد.
افزودنی فلزی (آلومینیوم، سیلیسیم، منیزیم) یا SiC در نسوز کربندار که پیش از کربن اکسید میشود و از سوختن گرافیت جلوگیری میکند.
سامانهی مهار فلزی یا سرامیکی که جرم نسوز را به پوستهی کوره متصل و از ریزش آن جلوگیری میکند.
شکل محلول در آب و سرطانزای کروم که در نسوزهای کرومی در دمای بالا و محیط اکسیدی-قلیایی تشکیل میشود؛ عامل طبقهبندی پسماند خطرناک.
آستر نسوز تخریبشده پس از پایان عمر؛ در صورت جداسازی و پاکسازی درست، منبع ثانویهی مادهی اولیه است.
کیلوگرم نسوز مصرفشده بهازای هر تن محصول؛ معیار درست مقایسهی اقتصادی نسوز، نه قیمت هر تن.
سربارهی سیلیکاتآهنی (۲FeO·SiO₂) ذوب مس؛ ویسکوزیتهی پایین و FeO فراوان آن را بهشدت نفوذگر و مهاجم میکند.
فاز سولفیدی مس-آهن حاصل ذوب کنسانتره؛ بهدلیل ترشوندگی و سیالیت بالا از منافذ نسوز نفوذ میکند.
مجرای دمش هوا یا اکسیژن به داخل کوره؛ ناحیهی اطراف آن معمولاً داغترین و پرفرسایشترین بخش آستر است.
مجموعهی صفحات نسوز هممحور که با لغزیدن روی هم، دبی خروج مذاب از پاتیل یا تاندیش را تنظیم میکنند.
لولهی آلومینا-گرافیتی بین پاتیل و تاندیش که جریان مذاب را از تماس با هوا و اکسیداسیون مجدد حفظ میکند.
نازلی که نوکش زیر سطح مذاب قالب فرو میرود و الگوی جریان و کیفیت سطح تختال را تعیین میکند.
میلهی نسوزی که مانند سوپاپ روی نشیمن نازل تاندیش مینشیند و سطح مذاب قالب را با دقت تنظیم میکند.
قطعهی متخلخل کف پاتیل که آرگون را وارد مذاب میکند تا ترکیب و دما همگن و آخالها به سرباره رانده شوند.
بلوک نسوز جاسازیشده در کف پاتیل که نازل و مجموعهی دریچهی کشویی در آن مینشیند.
رسوب آلومینا در دیوارهی نازل که مسیر مذاب را تنگ و در نهایت مسدود میکند؛ با دمش آرگون و کلسیمدهی مهار میشود.
ریزش آزاد ماسهی مجرا هنگام باز کردن دریچهی پاتیل، بدون نیاز به سوزاندن با لنس اکسیژن؛ شاخص کلیدی عملکرد فولادسازی.
مخزن واسط بین پاتیل و قالب که جریان را آرام و یکنواخت میکند و امکان ریختهگری پیوستهی چند ذوب را میدهد.
جذب اکسیژن هوا توسط فولاد کشتهشده در مسیر ریختهگری؛ منشأ آخال آلومینایی و گرفتگی نازل.
بلوک نسوز مقاوم زیر جریان ورودی پاتیل به تاندیش که ضربهی مذاب را میگیرد و تلاطم و فرسایش کف را کاهش میدهد.
دیوارههای هدایت جریان درون تاندیش که مسیر مذاب را طولانی و رو به بالا میکنند تا زمان ماند و شناورسازی آخال بیشتر شود.
لایهی نازک و مصرفی در تماس مستقیم با مذاب که هر توالی ریختهگری بازسازی میشود تا آستر دائم پشت آن آسیب نبیند.
واژهای با این عبارت یافت نشد.